خدایا عقوبت کدامین گناهو دارم میکشم
یعنی گناه من این همه سخت بوده که این شده مجازاتم
کسی نبود بهم بگه نونت نبود آبت نبود وبلاگ زدنت چی بود
کی فکرشو میکرد وقتی وبلاگ میزنم قراره آب خوش از گلوم نره پایین
خدابا العفو العفو 
من مظلوم بی زبون از یه کسی حرف میزنم که زبون داره چندین کیلومتر
حس نوستالوژی داره این هواااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
تو یه کلینیک روانشناسه اما من میدونم که شغل اصلیش تبدیل بیماران روحی به مجنونین غیر قابل درمان هستش
علاقه شدید به چندین همسری داره به طوری که چندین بانوی متشخص از جمله منو کاندیدای همسری کرده بود
چند وقت پیش بازار بزرگ شهرشون سوخت و گویا قسمت مهم خاطرات شیطانیش هم اونجا سوخته ولی خداجون میشدا به جای خاطراتش خودش می سوخت تا من راحت بشم
به سیب ترش شدیدا علاقه داره اگه برین وبلاگش به زور چند گاز سیب ترش میکنه تو حلقتون
از اونجایی که مخ همه رو تیلیت کرده و دیگه گوشی برا کسی پیدا نکرده اخیرا با آینه اتاقش هم صحبت شده 
اینایی که میگم از این به بعدش بین خودمون بمونه هر چند که دیروز میگفت نتش قراره تموم بشه ونیست که بخونه :
دل پاک و مهربونی داره
قلمش محشره طوریکه اخیرا برترین وبلاگ شده تو مسابقه پرشین وبلاگ که من کلی کیف کردم بابت این موضوع و بهش شدیدا افتخار میکنم.
دوستی باهاش برای من خیلی لذت بخش و شیرینه
دوسش دارم شدید
۲۵ آبان تولدشه و در نهایت نسرین جان
در دلت نور امید / در سرت شور بهار /هر دم از غم آزاد
خانه ات گرم ز مهر /گریه ات از سر شوق / خنده ات از ته دل
هر غروبت شاد / روزگارت خوش باد
تولدت مبارک

نوشته شده توسط بهار در شنبه بیست و سوم آبان 1388 | موضوع: